آيا مخارج جنگ عراق به اقتصاد آمريکا آسيب وارد آورده است؟

جوزف ستيگليتز می گويد هيچ جنگی مجانی نيست.(عکس AFP)

جنگ سه تريليون دلاری نام کتابی است که جوزف ستيگليتز، اقتصاددان و برنده جايزه نوبل و ليندا بيلمز پيش از پنجمين سالگرد جنگ عراق منتشر کرده اند.


اين دو استاد دانشگاه در اين کتاب چنين استدلال می کنند که تصميم جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا برای حمله به عراق باعث تضعيف اقتصاد آمريکا شده است.


آنها قبلا نيز استدلال کرده بودند که تاثيرات اين جنگ در نزول اقتصادی فعلی احساس شده و مخارج سنگين ناشی از آن، بهبود اقتصاد آمريکا را امری بسيار دشوار ساخته است.


با اين حال، اين اظهار نظرها مورد تاييد همگان قرار نگرفته است. اندروف تالی، خبرنگار راديو اروپای آزاد- راديو آزادی از واشينگتن در گزارشی به همين موضوع پرداخته است:


از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون، درک و برداشت عرفی چنين بوده است که جنگ برای اقتصاد آمريکا پديده خوبی است.


اين تفکر براساس تجارب اقتصادی و نظامی شکل گرفت که ايالات متحده آمريکا در آغاز سال های دهه ۱۹۴۰ ميلادی کسب کرد و با تکيه به آن از کسادی و پريشانی اقتصادی رهايی يافت.


  • مسلما ايالات متحده آمريکا ثروتمند است و توانايی آن را دارد که تا ميزان پنج تريليون دلار نيز صرف يک جنگ غير ضروری کند، اما اين ولخرجی تا زمانی ادامه خواهد يافت که آمريکايی ها متوجه شوند که چنين هزينه ای به همراه کسری بودجه حاصل از آن، اقتصاد قوی کشور را به شدت تضعيف خواهد کرد.
جوزف ستيگليتز

اما جوزف ستيگليتز، پروفسور و اقتصاددان از دانشگاه کلمبيا در نيويورک می گويد اين مسئله هميشه صدق نمی کند.


آقای ستيگليتز که در روز بيست و هشتم فوريه در مقابل کميته مشترک اقتصادی کنگره آمريکا، از جمله اعضای کنگره و سنا سخن می گفت، به اين مسئله اشاره کرد که مخارج دولت برای سربازان سابق جنگ جهانی دوم بيش از چهار دهه پس از پايان جنگ به بالاترين مرحله خود رسيد.


وی اضافه کرد که برای بهبود اقتصاد کشور راه های به مراتب کم زيان تری وجود دارد.


ستيگليتز گفت:«دليل نزول اقتصادی فعلی عمدتا به خاطر جنگ عراق است و به عبارتی می توان گفت هزينه نهايی شديدا هنگفت خواهد بود.»


وی افزود که هيچ راهی برای پی بردن به عمق و مدت زمان اين رکود اقتصادی وجود ندارد، اما می توان گفت شدت اين رکود به اندازه ای است که طی بيست و پنج سال گذشته سابقه نداشته است.


جوزف ستيگليتز گفت:« حتی اگر رشد اقتصادی در سال جاری همان گونه که صندوق پول بين الملل پيش بينی می کند، ۰۸/۰ درصد باشد و رشد سال آينده به دو درصد برسد، و تا سال ۲۰۱۰ ميلادی به رشد بالقوه ۵/۳ درصد بهبود پيدا کند، يعنی بهبودی به مراتب بالاتر از آنچه اکثرا انتظار آن را دارند، ميزان بازدهی کلی از دست رفته در طول اين سه سال، يعنی اختلاف بين بازدهی واقعی اقتصاد و رشد بالقوه، به يک و نيم تريليون دلار خواهد رسيد.»


آقای ستيگليتز گفت:«مسلما ايالات متحده آمريکا ثروتمند است و توانايی آن را دارد که تا ميزان پنج تريليون دلار نيز صرف يک جنگ غير ضروری کند، اما اين ولخرجی تا زمانی ادامه خواهد يافت که آمريکايی ها متوجه شوند که چنين هزينه ای به همراه کسری بودجه حاصل از آن، اقتصاد قوی کشور را به شدت تضعيف خواهد کرد.»


وی همچنين افزود برای مخارج مهم مربوط به ديگر پروژه های دولتی بودجه ای باقی نخواهد ماند:«ما برای رويارويی با چالش های آتی آمادگی کمتری خواهيم داشت و در عين حال با ديگر مخارج عظيم دولتی نيز روبه رو خواهيم بود.»


اين اقتصاددان گفت:« برخی از فرزندان ما از امکان برخورداری از رسيدگی های پزشکی، که حق طبيعی شان است و حقيقتا بايد حق يکايک شهروندانی باشد که در اين مملکت غنی و ثروتمند متولد می شوند، محروم خواهند شد. برخی از آنها اين زخم را تا آخر عمر خود با خود حمل خواهند کرد. ما آن طور که بايد و شايد در زمينه علم و تکنولوژی سرمايه گذاری نمی کنيم. اقتصاددانان معمولا می گويند چيزی به اسم «نهار مجانی» وجود ندارد، و حال اين اصطلاح درمورد اين جنگ نيز صادق است. چيزی به اسم «جنگ مجانی» وجود ندارد.»


مقامات پنتاگون در واکنش به سخنان آقای ستيگليتز اظهار داشته اند که مبلغ سه تريليون دلار به نظر «مبالغه آميز» می رسد.


مقامات دفتر بودجه وابسته به کنگره آمريکا می گويند مبلغ ۷۵۲ ميليارد دلار برای جنگ عراق، افغانستان و ديگر جنگ های وابسته به فعاليت های تروريستی به نظر منطقی می آيد.


  • صرف نظر از قيمت اقتصادی جنگ، جرج بوش بايد از فرصت لازم برای مقابله با افراط گرايان اسلامی استفاده کند؛ چرا که اين خطر ممکن است روزی آن چنان بزرگ شود، که ديگر نتوان بر آن غلبه کرد.
الن ملتزر

گذشته از ارقام و محاسبات اقتصادی، الن ملتزر، يک پرفسور اقتصاد در دانشگاه کارنگی ملون، واقع در شهر شرقی پيتسبرگ پرسش های ديگری را نيز در باره تحليل های آقای ستيگليتز مطرح کرد و گفت:« آيا اين مبلغ واقعا اسراف و ولخرجی بوده است؟ ازکجا بدانيم که اين جنگ ضروری نبوده است؟»


آقای ملتزر گفت:« به نظر من سوال اصلی که پروفسور ستيگليتز به آن اشاره نمی کند اين است که اگر ما وارد اين جنگ نمی شديم چه بهايی را بايد می پرداختيم؟ آيا يک سال، دو سال يا پنج سال بعد با مشکل بزرگ تری روبه رو نمی شديم؟ چه کسی می داند؟ اما منظور من اين است که اين خطری است که دولت بوش و مردمی که طرفدار جنگ بودند احساس می کردند. آنها معتقدند که خطر واقعی در آينده نهفته است.»


آقال ملتزر در مصاحبه ای با راديو اروپای آزاد- راديو آزادی به بسياری از منتقدين دولت بوش اشاره کرد و گفت که اکثر آنها را اعضای حزب اپوزيسيون دموکرات تشکيل می دهند و رييس جمهوری را به خاطر آغاز جنگ و قطع همزمان ميزان ماليات ها استهزاء می کنند. امری که هيچ وقت پيش از اين صورت نگرفته بود.


وی افزود:« اين منتقدين بايد بدانند که قانون اصلی قطع ماليات در سال ۲۰۰۱ و يک سال و نيم پيش از آغاز جنگ عراق صورت گرفت، که با هدف پيشگيری يا کوتاه کردن مدت زمان بحران اقتصادی انجام شد.»


از ديدگاه ملتزر، استدلال در باره مخارج جنگ بيشتر به اولويت های سياسی مربوط می شود تا طبيعت خود جنگ.


وی گفت اگر مخارج بر دوش حزب دموکرات بود، آنها تقريبا به همان اندازه پول خرج برنامه های اجتماعی می کردند و آن گاه اين جمهوريخواهان بودند که به کسری بودجه اعتراض می کردند.


آقای ملتزر افزود:« اين مسلما حقيقت دارد که اگر ما اين پول را صرف جنگ نمی کرديم، آن گاه کنگره آن را صرف مسائل ديگر می کرد. من معتقدم اين امری است که آنها را ناراحت کرده است. صحبت اين نيست که آيا اين جنگ رو به باخت يا پيروزی است. صحبت اين است که آنها می خواهند اين مبلغ را خرج مسائل اجتماعی کنند و از اين موضوع رنجيده اند که بودجه به خاطر مخارج بالای جنگ از تعادل خارج شده است.


به گفته الن ملتزر، صرف نظر از قيمت اقتصادی جنگ، جرج بوش بايد از فرصت لازم برای مقابله با افراط گرايان اسلامی استفاده کند؛ چرا که اين خطر ممکن است روزی آن چنان بزرگ شود، که ديگر نتوان بر آن غلبه کرد.